document.write('آه از من بگو آن دلبر جانانه را / گهگاهي ياد كن آن ديوانه دل خسته را / جاي او در خانه دل باشد و ما غافليم / در ميان خانه گم كرديم صاحب خانه را / هركه با او آشنا شد دامن اورا گرفت / مي كند از كف رها دامن هر بيگانه را / ساقي ميخانه را بر گو به ما لطفي نما / از مي عشقش تو پر كن دم به دم پيمانه را / پاي تا سر سوختم در آتش هجران او / سوختم آموختم زين سوختن پروانه را / تا زنم از پرده ي دل نعره يابن الحسن / گهگهي گو تو جواب اين دل مستانه را / دامن حيدر بگير و دم به دم گو ياعلي / كن طلب از او ظهور مهدي دردانه را / كلب دربار علي و خانه زاد مهدي ام / كي رها سازد فقيرش حلقه ي اين خانه را')